-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 شهریور 1400 15:56
اصلا خوب نیست که موقع افزایش میل جنسی قبل از پریود، خونه فک و فامیل باشین -_- اینقد به دخترعمه بیچارم سیخونک زدم که میگه من پیش تو امنیت ندارم در عوض سرگرم میشیم کمتر به مشکلات فکر میکنیم. اینطور من به فکرشم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 شهریور 1400 04:18
یعنی فکر کنم این سفر گندترین سفری بود که تو عمرم داشتم. خیر سرم پا شدم اومدم خونه دخترعمم که مثلا حال و هوام عوض شه و یه سفر کوچیک امن کرده باشم تو این کرونای کوفتی. از وقتی اومدم مصیبت سرمون بارید. اون بنده خدا که اتفاقی براش افتاد که اصلا معلوم نیست چه بلایی سر زندگی متاهلیش میاد و واقعا هم اتفاق شوکه کننده ای بود....
-
این دفترم بسته شد.
چهارشنبه 17 شهریور 1400 04:03
یادتونه گفته بودم واسه رابطم به همون یه ذره امید تا آخرین لحظه چنگ میزنم؟ خب همون یه ذره امید هم از بین رفت و ما رابطمونو تموم کردیم. فکر کنم دیشب سخت ترین شبی بود که گذروندم و خوشحالم که گذشت و حداقل میدونم بدتر از این نمیشه. هم حرف زیاد دارم واسه نوشتن و هم حرفم نمیاد. اگه یه روزی حوصله داشتم و نیاز داشتم مینویسم.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 شهریور 1400 04:37
توروخدا وقتی میخوابین اینقدر بلند خر و پف نکنین. اونی که کنارتون میخوابه گناه داره :|
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 شهریور 1400 04:25
-
این قسمت: ستان های زندگی من
پنجشنبه 11 شهریور 1400 21:36
یادم باشه هیچ چیز عاشقانه ای نه ببینم نه بشنوم چون فیلم یاد هندوستان میکنه و میدونم که این هندوستان، ره به ترکستان داره..
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 11 شهریور 1400 09:07
بالاخره موها رو کوبیدم و از نو ساختم. اون چیزی که میخواستم نشد ولی از چیزی که شده هم خوشم اومده
-
گاهی همینقدر ساده
چهارشنبه 10 شهریور 1400 01:43
چقدر آدما این روزا به همدیگه و به محبت احتیاج دارن. اینقد برخوردای خوب و بی ریا کم شده که تا میبینم، خوشی همه وجودمو میگیره و تا مدتها اون برخورد و اون آدم تو یادم میمونه. مغازه دار سر کوچه یه خانوم جوونه که خیییلی سرحال و خوش روئه. با اینکه مغازشون کوچیکه ولی هر بار میرم خیلی با رفتارش حال میکنم. بماند که یه میوه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 9 شهریور 1400 15:08
اگه گفتین وقتی ۲:۳۰ بعدازظهر برقتونو قطع میکنن و شما هم میخواین بخوابین و گرمه، چطوری میتونین خودتونو خنک کنین؟ استرس بگیرین دوستان، استرس. چنان بدنتون یخ میکنه که از ۱۰۰ تا کولر خنک تره :)
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 9 شهریور 1400 00:05
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 شهریور 1400 00:52
احساس میکنم دچار بحران هویت شدم. اصلا نمیدونم دارم چی کار میکنم، چی کار نمیکنم. چرا دارم فلان کارو میکنم یا نمیکنم؟ چی قراره بشه؟ چی قراره نشه؟ حتی نمیدونم دیگه چی میخوام از زندگیم. قبلا حداقل یه چیزایی میخواستم. الان همینطوری الکی به روزمرگی و علافی میگذره. به هر برنامه ای که فکر میکنم یه ایراد خیلی بزرگ داره که باعث...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 5 شهریور 1400 12:10
دیروز جمع کردم رفتم یه شهر دیگه پیش روانشناس. 6 صبح پا شدم و تا برگردم خونه ساعت 2 بعد از ظهر بود. از نشیمنگاه خودمان خوشمان آمد ولی واقعا می ارزید. برای اولین بار حس کردم یکی داره به حرفام گوش میده و درکم میکنه و بلده باهام همراهی کنه. شاید بگین خب این آدم کارش اینه و پول میگیره که همین کارا رو بکنه. آره درسته ولی من...
-
جهانی که عشق در آن کافی نیست..
چهارشنبه 3 شهریور 1400 00:40
یادمه 4 فروردین که باهاش آشنا شدم حس میکردم این بار فرق داره و هر چی که گذشت بیشتر مطمئن شدم که این بار فرق داره. وسط روزای تاریک سال های کرونا، نقطه روشن بزرگی تو زندگیم داشتم. اما این بار مشکل ما نبودیم، مشکل دنیای بیرون از ما بود. دنیایی با این همه سختی، این همه پیچیدگی، این همه خشونت و غم.. شاید عشق ما واسه این...
-
بیشتر از 3000 تا در عرض نصف روز؟!
سهشنبه 2 شهریور 1400 13:06
آمار بازدید وبلاگ دیگه واقعا ترسناک شده و آدم احساس ناامنی میکنه. چی شده؟ چه خبره؟ 5 ساله این وبلاگو دارم و قبلشم چند سالی یکی دیگه داشتم. اولین باره چنین آماری میبینم! واسه وبلاگ من این تعداد خیلی عجیبه. دوستایی که وبلاگ دارین اگه واسه شما هم این اتفاق افتاده ممنون میشم بگین، حداقل حس کنم تنها نیستم و مشکل از خود...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 مرداد 1400 12:54
دلم میخواد موهامو کوتاه کوتاه کنم و بعد واسه اولین بار تو زندگیم ریسک کنم و یه رنگ خاصی بکنمشون. به درک که موهام نابود میشه و ممکنه خوشمم نیاد. این همه چیز تو زندگیم هست که ازشون خوشم نمیاد. حالا یه ذره مو هم روش. دوباره بلند میشه و رنگشم میره دیگه. چی میشه مگه؟ دلم تغییر میخواد. حتی در همین حد ساده و کوچیک و بی ارزش.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 مرداد 1400 11:23
چقدر بعضی چهره ها بعضی آدما دلنشینن. دوست داری همش نگاهشون کنی. همین آدمای عادی دور و برمون هستنا. آدمای خاص با زندگی های خاص نیستن. همین اطرافن و یهو که چشمت بهشون میفته یه حس خوبی پیدا میکنی. + کاش منم اینقدر دلنشین بودم :/
-
استرس الکی اضافه
جمعه 29 مرداد 1400 12:29
وقتی میبینم بعضی از همکلاسی هام و دوستام دارن برای امتحان ارشد آماده میشن، استرس میگیرم. با اینکه میدونم فعلا مسیر من این نیست و امیدوارم که مجبور نشم این مسیرو انتخاب کنم. بازم مغزم حالیش نمیشه که از اونا عقب نیفتاده و تو راه متفاوتی داره جلو میره و نباید خودشو با اونا مقایسه کنه. مغز نفهمی دارم :/
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 مرداد 1400 13:16
چرا یهو بازدید اینجا از 40-50 تا به 400 تا رسیده؟!! بلاگ اسکای خراب شده؟ خبریه؟! دیگه قطعا 400 تا بازدید باشه و یه دونه کامنت هم نباشه مشکوکه!
-
آنچه خواستیم و نشد
پنجشنبه 21 مرداد 1400 19:57
دارم به عنوان وبلاگم و توضیح زیرش نگاه میکنم. عمیقا هیچ چیزش نه دیگه شبیه منه، نه وبلاگم دنبال یه عنوان مناسبم. اگه پیدا کنم عوضش میکنم از این تناقض دربیاد. فکر کنم باید اسم خودمم عوض کنم! کل هویت وبلاگ کوبیده میشه که اینطوری :|
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 مرداد 1400 19:47
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 مرداد 1400 04:18
عمیقا به یکی نیاز دارم که بغلم کنه و بگه که تهش همه چی درست میشه. بگه که منم مثل خیلیای دیگه نجات پیدا میکنم. بگه که این روزا هم تموم میشن. بگه کسایی هستن که مثل من دارن همین مسیرو طی میکنن و من تنها نیستم. من به یکم آدم همدل تو این زندگی نیاز دارم.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 مرداد 1400 00:42
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 مرداد 1400 23:49
واقعا باورم نمیشه تا این حد تنها ام!
-
ای داغ بر دل نشسته
سهشنبه 19 مرداد 1400 00:36
- به پست و استوری های قبلی "ی" نگاه میکنم که توشون داره میخنده و به این فکر میکنم که امروز دیگه بابا نداره. دختری که 2 سال از من کوچیکتره و وسط این روزای تلخ پدرشو هم از دست داده. به این فکر میکنم که 2 ماه پیش وقتی میخندید حتی یه درصد فکرشو میکرد 2 ماه بعد چنین اتفاقی بیفته؟ - دارم استوری هامو چک میکنم و...
-
struggling
دوشنبه 18 مرداد 1400 20:18
It hurts to grow Anybody who tells you it doesn't, is lying
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 15 مرداد 1400 11:45
بعضی آدمها انگار واقعا عاشق زندگین. وقتی نگاشون میکنی میتونی حس زندگی رو تو چشماشون ببینی. به نظرم برای چنین چیزی 3 حالت بیشتر نیست. یا اون آدم خیلی خوب ظاهرسازی میکنه و تو گول ظاهرشو خوردی (مثل خیلی از عکسای اینستا!). یا از عالم و آدم غافله کلا و درنتیجه راحت زندگیشو میکنه. یا خیلی به آگاهی و صلح با خودش رسیده و حالا...
-
ایران
چهارشنبه 6 مرداد 1400 21:29
تُنگ از این تَنگ تر؟
-
I'm vaccinated
سهشنبه 5 مرداد 1400 13:17
یه لقمه واکسن زدیم و برگشتیم منزل
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 4 مرداد 1400 13:00
-
قلب های تکه پاره
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:54
یعنی میرسه روزی که از شوق آزادی گریه کنیم، نه از غم کشتار و سرکوب؟