گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

خدایا یکم اون آفتاب لامصبو بفرست اینور. بابا خسته شدیم از ابر و بارون و سرما. لعنتی نزدیک تابستونه مثلا. مگه اومدیم قطب؟!!