-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 29 اسفند 1397 15:44
خدایا عید و ماه رمضونو از من دور کن. من تو این دوتا مناسبت فقططط شیرینی جات میخورم. هر چی سعی کردم وزنمو کم کنم دوباره برمیگرده آخه جلوی آدم معتاد، مواد میذارن؟! خب من چطوری جلوی خودمو بگیرم؟
-
اولین تجربه
چهارشنبه 22 اسفند 1397 23:36
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 اسفند 1397 20:29
شده یه چیزیو اونقدر تمرین کنین که دیگه حالتون ازش بهم بخوره؟ منتقریبا به اون مرحله رسیدم. جمعه اجرا دارم هم گروهی هم تک نوازی. هنوز استرس نگرفتم. امیدوارم موقع اجرا هم بتونم خودمو کنترل کنم و همه چی خوب پیش بره. دوستامم قراره بیان. چه شوووود
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 اسفند 1397 22:30
انتظار نداشته باش تا غافلگیر و ناراحت نشی. کی میخوای یاد بگیری هر چقدرم آدم دور و برت باشه، بازم خودتی و خودت؟! حتی از دوست صمیمی هم نباید انتظار داشت. اینطوری زندگی راحتتره.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 اسفند 1397 22:05
چقدر من الان به گیتارم نیاز دارم. لعنت به خوابگاه دلممیخواد همین حالا راه بیفتم برم خونه، یه گوشه با گیتارم واسه خودم خلوت کنم.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 بهمن 1397 18:45
فکر کنم برای اووولین بار تو خوابگاه تنها شدم. همه رفتن بیرون و من واسه خودم رو تخت نشتم چای میخورم و کتاب میخونم. عااالیه
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 بهمن 1397 18:23
خب واسه دومین بار امتحان رانندگی دادم و قبول شدم :)) از استرس خودم و بقیه رو خل کردم ولی بالاخره تموم شد رفت. ۲_۳ ماه دیگه گواهی نامه به دستم میرسه. امیدوارم بتونم نهایت بهره رو از این گواهی نامه تو دوران دانشجویی برده و حاااال کنم
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 26 بهمن 1397 11:48
امشب باید برگردم خوابگاه و فردا دوباره دانشگاه شروع میشه. راستش یکم دلم تنگ شده ولی کلا دوست ندارم برگردم کی حوصله شلوغی خوابگاهو داره آخه؟ اون دانشگاه مسخره رو بگو! پوووف
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 بهمن 1397 23:26
خب برگشتم خونه و نرسیده مامانم هر چی این چند روز خوش گذشتو از چشمم درآورد. اصلا کار این زن همینه. فقططط صبر و دعا برای زودتر مستقل شدن به شیوه ای غیر از ازدواج!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 بهمن 1397 19:02
بازم مسائل زندگی من وسط خونه های مردم بازم بازم بازم بازم بازم من هیچیم به این زندگی و این آدما نمیخوره. چرا باید وسط زندگی خودم اینقدر غریبه باشم؟ + بهش میگم چرا اونمسئله رو گفتی؟ تو روم نگاه میکنه و میخنده. انگار که از زجر من لذت میبره! چقدر یه موجود میتونه نفرت انگیز باشه..
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 بهمن 1397 00:22
به نظر میرسه ۹۹٪ مردای مملکت ما، آدم نیستن. یه مشت آلت تناسلی متحرکن!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 بهمن 1397 19:33
تعطیلات اومدم خونه دخترعمم چون تازه عروسی کردن انقدررر خونش نو و قشنگه که نگو! عاشق خونش شدم. منم یه دونه از این خونه های نقلی و صمیمی میخوام البته بدون شوهر
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 بهمن 1397 14:40
بابام داره "پلنگ صورتی" میبینه. مامانم میاد میگه نهههه بیا "حنا دختری در مزرعه" ببینیم. حالا بحث سر اینه که کدومو ببینن و درنهایت مامانم پیروز میشه خدایا شکرت واسه این پدر و مادر!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 بهمن 1397 13:08
بالاخره امتحانات تموووم شد. سلاااام زندگییی سلاااام تعطیلاتتت سلاااام خوشبختیی
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 11 بهمن 1397 15:36
عروسی دخترعمه هم به خوشی گذشت. دلم میخواست فقط به صورت ماهش نگاه کنم امیدوارم زندگی قشنگی رو ادامه بده :)) +اولش که لباسمو خریدم خیلی دوستش داشتم ولی یکی دو روز آخر احساس میکردم رو تنم خوب نمیشینه. تو آرایشگاه وسطای درست کردن موهام، احساس کردم دارم افتضاح میشم و این مدل مو اصلا بهم نمیاد و تقریبا داشتم گریه میفتادم ....
-
مهربون باشیم با آدما با طبیعت
دوشنبه 8 بهمن 1397 17:22
وقتی میریم خرید، لبخند بزنیم و اگه برامون مقدوره خریدامونو تو کیفمون یا حداقل فقط توی یه نایلون بذاریم. به فروشنده بگیم که نیازی به نایلون نداریم. مطمئنا با برخورد بهتری روبرو میشیم :))
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 6 بهمن 1397 12:42
وقتی هندزفریتونو خونه جا گذاشتین و قراره بیشتر از ۱ ساعت تو تاکسی باشین تا برسین خونه و عزا گرفتین که تو جاده حوصلتون سر میره، اونوقته که آهنگای راننده نجاتتون میده. ممنون راننده گرامی :)))
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 28 دی 1397 21:55
امشب مثلا اومدم یه حالی به خودم بدم. یه دسر که از تلویزیون دیده بودم و خیلی راحت بود واسه خودم درست کنم. یعنی زمین تا آسمون با اون چیزی که دیدم متفاوت شد. اصلا افتضاح.. همشو ریختم دور :/ نتیجه اخلاقی اینکه هیچوقت به تلویزیون اعتماد نکنین. همش دروغه
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 دی 1397 09:50
یه وقتایی نیاز دارم یکی باشه که بغلم کنه و بهش پناه ببرم. مثل الان که خواب غم انگیزی دیدم..
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 دی 1397 11:23
به نظرتون اسم این بیماری که هی میای این صفحه رو باز میکنی که بنویسی ولی نمینویسی و دوباره میبندیش، چیه؟! خب چه میکنین با ایام مبارک امتحانا؟ :/ من که تازه از ۱ بهمن امتحانام شروع میشه. ۲ هفتست تو فرجه ام و تازه امروز میخوام شروع کنم به درس خوندن. من درست بشو نیستم! اینقد دیر دارن امتحانا رو شروع میکنن که وقتی تموم شد...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 6 دی 1397 20:36
توی ایران همین که زنده بمونین یعنی بسیار آدم خوش شانسی هستین و معجزه براتون اتفاق افتاده :|
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 آذر 1397 22:48
دیروز دانشگاه واسمون یه جلسه معاینه پزشکی اجباری گذاشته بود که اگه نمیرفتیم کارت ورود به جلسه امتحان بهمون نمیدادن! معاینه ای در کار نبود. فقط قد و وزن و فشار خون میگرفتن و یه سری سوال میپرسیدن تو سیستم ثبت میکردن. خیلی کند کار میکردن و بخاطر همین شلوغ شده بود. با حوصله کار نمیکردن درنتیجه با اینکه سوالای خوبی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 25 آذر 1397 00:40
میخوام هر چی تو ذهنمه بنویسیم و خب خیلی پراکندن: - دلم یه آهنگ آرامش بخش میخواد. حتی آهنگای آرومی که قبلا گوش میدادم هم آروممنمیکنن. - فردا تولد یکی از هم کلاسیامه. امشب سورپرایزش کردیم. واقعا غافلگیر و خیلی خوشحال شد. تا چند لحظه نمیدونست باید چی کار کنه. از خوشحالیش، خوشحال شدم :) - ترم کم کم داره تموم میشه و این...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 13 آذر 1397 00:43
امروز امتحان داشتیم. خوب دادم و راضیم :) تقریبا هم خوب خونده بودم واسه اولین بار بعد مدت ها! قرار شد غروب بریم بیرون که خستگی در کنیم. چقدرم که ما به خودمون فشار میاریم تو کافه نشسته بودیم. خداروشکر خلوت بود و ما کلا کافه رو گذاشته بودیم رو سرمون. فکر کنم یکی دو ساعتی اونجا بودیم! بین حرفا دوستم پیشنهاد داد ویژگی های...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 9 آذر 1397 14:28
آخر هفته خود را چگونه میگذرانید؟ به بطالت آیا کتاب یا مقاله ای خواندید؟ خیر آیا من آدم موفقی خواهم شد؟ خیر :(
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 آذر 1397 15:08
امروز دقیقا از اون روزاییه که دلم میخواد با یکی حرف بزنم ولی نمیدونم با کی و چی بگم!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 27 آبان 1397 00:34
حالم خوب نیست. نه بخاطر امتحان که ای کاش بخاطر امتحان و استرس بود. میدونم این بارم تموم میشه. میدونم کم کم فراموش میکنم این روزا رو. ۱۰ سال دیگه احتمالا خوشی هاشو یادمه و این روز و شبا از ذهنم پاک شده. ولی تا اون موقع باید چی کار کنم؟ تا کی قراره اینطوری پیش بره؟ کی قراره یاد بگیرم چطوری اوضاعو کنترل کنم؟ نگرانم....
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 24 آبان 1397 21:43
خب امتحانم دادیم رفت. خوب نبود ولی همین که تموم شد خداروشکر :) هفته بعد دوباره امتحان دارم. هر چی به استاد گفتیم اینقد زود نذار اصلا اهمیت نداد (خیلی مودبانش اینه) و راحت گذاشت هفته بعد :/ ولی بعد امتحان رفتیم بیرون دلی از عزا درآوردیم. روز بعدشم از راه دانشگاه دوباره رفتیم بیرون. امروزم باز با خواهرم رفتم بیرون حالا...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 19 آبان 1397 23:58
وقتی امتحان دارین و اصلا هم آماده نیستین با دوستاتون برین فست فودی و فوتبال ببینین. خیلی حال میده
-
نه به امتحان فیزیو
جمعه 18 آبان 1397 17:17
دوتا هوا وحشتناک بیرون رفتن میطلبه. یکی هوای بهاری بخصوص اردیبهشت ماه یکی هوای پاییزی یعنی دارم دق میکنم تو خونه ولی امتحان دارم مجبورمممم درس بخونم. لعنت به این درسا که نمیذارن یکم بدون نگرانی خوش باشیم :(( چی کار کنم؟!