-
زن، مفهومی متروک شده
یکشنبه 16 آبان 1400 12:48
واقعا عجیبه که تو این مملکت برای زن هیچ موجودیت مستقلی قائل نیستن. ما شکر خدا همیشه جزو اموال آقایونیم. شاید به شکل جزئی مثلا در سطح خونواده اینطور نباشه و متناسب با فرهنگ هر خونواده ای شرایط زنان یکم متفاوت باشه با همدیگه (یکی یکم مستقل تر، یکی یکم وابسته تر) ولی در سطح کلان ما کاملا با مردان تعریف میشیم. حالا مشکل...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 آبان 1400 19:01
غروب چشمامو باز کردم و با فورانی از احساسات روبرو شدم :/ گوشیمو که عوض کردم اپی که واسه تاریخ پریود داشتم هم مجبور شدم از اول نصب کنم و الان نمیدونم دقیقا کی باید پریود شم ولی این شدت از دلگیری و بغض بدون اینکه اتفاقی افتاده باشه، طبیعتا بخاطر پریوده. به زور از تخت جدا شدم مستقیم رفتم تو حموم یه دوش بگیرم بهتر شم....
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 آبان 1400 12:49
نشستم تو ماشین برم پیش خونوادم. یه پیرزن و پیرمرد هم اومدن الان نشستن. عین مامان بزرگ و بابابزرگم هستن. خیلی دوست داشتنین. اوخیییی دلم واسه مامان بزرگ و بابا بزرگم تنگ شد :( + خوداااا دارن زیر لب آیه میخونن واسه راه افتادن. خیلی دلنشین طور هم به راننده گفتن ماسکتو بزن :))) + وای دلم میخواد بغلشون کنم فشارشون بدم.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 آبان 1400 22:34
از یه عده هم باید پرسید چرا با فوضولی کردناتون زندگی بقیه رو پیچیده میکنین؟ سرتون تو کون خودتون باشه خب.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 آبان 1400 19:50
قشنگ تر از لهجه جنوبی هم داریم؟ چقدررر آهنگاشون دلنشینه :))
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 آبان 1400 01:33
- امروز بافت موهامو باز کردم و یه فر خوشگلی افتاده بود تو موهام که منو به این نتیجه رسوند که باید گهگاهی موهامو فر کنم. - با این سطح انرژی، من الان خوابم نمیبره و فردا واسه پیاده روی دیرم میشه. وقتی صبح به فحش متوصل شدم حالیم میشه که این موقع شب باید آروم بگیرم (متولد بی جنبه دیده بودین تا حالا؟)
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 آبان 1400 01:07
یعنی یه جووووری حالم خوبه و پر از انرژی و حس خوبم که تو تختم درازکش دارم قر میدم بماند که کلی هم امروز دوستمو انگولک کردم. از اون روزای هایپر اکتیوم بود خلاصه خدایا اگه وجود داری، بیا و این دفعه از دماغم درنیار این حال خوشو
-
کامنت منتخب
جمعه 14 آبان 1400 00:49
و قشنگ ترین لحظه امروز میدونین کدوم بود؟ اونجا که استاد فیزیک کنکورم برام کامنت تبریک گذاشت و اینقدر قشنگ منو توصیف کرد که گریه کردم. چطور یه مرد فقط سر کلاسای کنکورش اینقد خوب منو شناخت؟ شاید از چشم بقیه کامنتش خاص نباشه ولی تو چشم من یه چیز دیگست. البته که برام خیلی عزیزتر از صرفا یه استاده. آدم فوق العاده ایه....
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 آبان 1400 00:30
امروز گارد دومی هم رسید، اونی که محکم تره و روتین استفادش میکنم. خیلی شیکه، حتی از اونی که طرح داره شیک تره. فکرشو نمیکردم. خلاصه که از انتخابام راضیم و قشنگ بود که اتفاقی روز تولدم رسید.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 13 آبان 1400 10:10
صبح تولدم بارونی شروع شد :))) + ادامشم قراره با خوندن فرانسوی بگذره متاسفانه D: + هنوز آرزویی نکردم. اصلا وقت نداشتم فکر کنم ببینم چه آرزویی دارم.
-
بیست و پنجمیشم فردا شروع میشه :)
چهارشنبه 12 آبان 1400 13:00
خب از اونجایی شروع کنم که من میخواستم جشنمو دقیقا روز تولدم یعنی فردا بگیرم. کافه رو هم داشتم واسه پنجشنبه رزرو میکردم که بچه ها گفتن پنجشنبه خیلی دیره. گفتم خب پس روز تولدو بیخیال. کی بگیریم حالا؟ دیگه یکم اونا برنامشونو جابجا کردن و یکم من، در نهایت شد سه شنبه که دیروز باشه. حالا مشکل من این بود که روز کاریه و من...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 آبان 1400 23:20
تولد هم اومد و رفت :)) الان که دارم بیهوش میشم ولی بعدا میام مینویسم که اینجا هم خاطرش ثبت شه.
-
?any privacy
یکشنبه 9 آبان 1400 23:39
یه جوووری واضح دارم صدای کلیپی که همسایه کناری داره میبینه رو میشنوم که شرمم میاد به شبایی که این طرف دیوار سر و صدا میکردم حتی فکر کنم.
-
چه قشنگ :)
شنبه 8 آبان 1400 20:06
بچه ها چنان دارن تلاش میکنن برنامشونو جور کنن که تو تولدم باشن که حقیقتا برام قابل باور نیست. یکی داره بلیطشو جابجا میکنه، یکی میخواد با مسئول کارآموزیش صحبت کنه که غیبت کنه، یکی حتی داره تولد دوست پسرشو جابجا میکنه و... خلاصه که تلاششون برام دوست داشتنیه. اونم از طرف آدمایی که وااااقعا ازشون انتظاری نداشتم (البته به...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آبان 1400 00:00
از دیروز تا امروز ظهر مغزم سر فرانسه به فاک رفت. امروز غروبم سر پیدا کردن کافه واسه تولد. این شهر پر از کافه ست ولی اون چیزی که من میخوام پیدا نمیشه. فکر کنم آخرشم تو یکی از کافه های همیشگی بگیرم.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 6 آبان 1400 23:38
۲ روز پیش ۲تا گارد واسه گوشی سفارش دادم. یکی ساده تر ولی سیف تر واسه استفاده روزمره، یکیم فانتزی واسه جاهای خاص. الان هیچ گاردی نداره خیلی ناجوره، خیلیم گوشی سُریه. اصلا تو دست نمیمونه. الان دیدم یکی از گاردا پست شده. ذوق دارم زودتر برسه دستم. به پیج اون یکی گارده هم این موقع شب پیام دادم که ارسال کردین؟ خیلی بد...
-
دنیای بچه ها
پنجشنبه 6 آبان 1400 01:35
امروز رفتیم مدرسه واسه آموزش به دانش آموزا. من و دوستم رفتیم سر کلاس بچه های پایه شیشم. چون روستا بود و جمعیت دانش آموزا کم بود، کلاسشون مختلط بود. اگه بدونین پسراشون چه آتیش پاره هایی بودن. ولی همشون خیلی دوست داشتنی بودن. کاش هر روز بریم مدارس. کاش اصلا من معلم اینا بودم. اتفاقا معلمشونم یه دختر جوون بود هم سن و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 آبان 1400 22:19
یکم بفهمین چی به دهنتون میارین. حالا یکی دوستتونه و نمیخواد دلتونو بشکنه رعایت میکنه، دلیل نمیشه شما زیاده روی کنین. چون در نهایت آدم مجبور میشه برینه بهتون :)
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 آبان 1400 14:51
پاییز، فصل خرمالو :)
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 آبان 1400 08:06
خیییلی وقت بود از چتر استفاده نکرده بودم. عجب صبحی شد
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 آبان 1400 02:21
چنان باد و بارونیه که حقیقتا آدم دلش میخواد تو خیابون باشه، نه تو تخت.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 آبان 1400 00:13
یک ساعته یه استرس وحشتناکی افتاده تو جونم. یهو شروع شد و الانم نشستم رو صندلی اصلا نمیدونم چی کار کنم. باید ۶ بیدار شم. با این استرس هم خوابم نمیبره. دیگه موقع انجام کاری هم نیست دیر وقته.
-
بخاطر چیه؟!
شنبه 1 آبان 1400 14:51
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آبان 1400 01:38
الان متوجه شدم یه سری جمله ها رو تو یه آهنگ فرانسوی مورد علاقم کاملا میفهمم. یعنی میتونم جمله رو به صورت کامل تشخیص بدم بدون اینکه متنو حفظ باشم از قبل. حس خوبی داشت :) شبیه بچه ایم که تازه داره یاد میگیره راه بره. +سرعت حرف زدن فرانسوی ها از انگلیسی ها خیلی بیشتره. نصف کلمه ها رو میخورن -_- درنتیحه با انگلیسی مقایسه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 مهر 1400 15:38
این گوشی زیادی soft و باکلاسه. هی یه چیز جدید ازش میفهمم ذوق میکنم. وای باید قیافمو ببینین میخوام یه اکانت تو اسپوتیفای درست کنم که بعدش اشتراک بخرم ولی نمیشه :( چقدر سخت میگیرن. من اسپوتیفای میخواااام
-
تولد بابا
جمعه 30 مهر 1400 00:31
شنبه تولد باباست. اصلا علت اصلی که میخواستم این آخر هفته خونه باشم همین بود. که دیگه گفتم حالا که دارم میام یه دفعه گوشی رو هم بخرم تموم شه بره پی کارش. سه شنبه رفتم براش کادو خریدم و با مامان و خواهرمم هماهنگ کردم که سورپرایزش کنیم. خلاصه امشب من و مامان بعد از کارای گوشی رفتیم کیک و شمع هم خریدیم و وقتی اومد خونه یه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 مهر 1400 00:18
بالاخره گوشی خریدم. چهارشنبه بعد کارآموزی راه افتادم اومدم خونه پیش خونوادم. تو همون ماشین تو راه در حال بالا پایین کردن اطلاعات و انتخاب گوشی بودم و پام که رسید خونه نهار نخورده تلفنی سفارش دادم. سری s انتخاب کردم. اگه دیرتر میشد به دستم نمیرسید و باز باید واسه گوشی یه بار دیگه برمیگشتم اینجا. دیگه امروز (پنجشنبه)...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 مهر 1400 02:31
چه خوش موقع پیدات کردم دختر
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 مهر 1400 01:22
یکی از کانالایی که واسه اطلاعات فرانسه دارم هر چند وقت تجربه بچه هایی که ویزا گرفتنو میذاره. نکته عجیب و مسخره اینه که تو قسمت جنسیت به جای مرد و زن مینویسه مهربان و مهربانو! مگه کانال همسریابیه؟! برام جالبه بدونم ادمینش تو چه دنیایی سیر میکنه؟ چی تو مغزت میگذره بزرگوار؟ تو کارتونی چیزی زندگی میکنی؟
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 مهر 1400 01:13
یه حسی از نوشتن تو نوک انگشتامه ولی کلمه هام ردیف نمیشن.