-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 26 مهر 1400 19:53
"گاهی از خود بپرسید که اگر خود را ملاقات می کردید، آیا از خودتان خوش تان می آمد؟!" سوال جالبیه. الان تو اینستا چشمم بهش خورد. از یکی از این کتاب های موفقیت و ایناست. کتابشو نخوندم، کلا زیاد از این مدل کتابا خوشم نمیاد ولی این سوالش خوب بود. من از خودم خوشم میومد. خودشیفته نیستم ولی خودمو دوست دارم و با خودم...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 26 مهر 1400 17:45
هنوز یادمه چند سال پیش که از ذوق خوشحالی تو گریه کردم. و هیچوقت امروزو یادم نمیره که بازم وسط حرفات گریه کردم هم از غصت و هم از خوشیت. فکر کنم میدونی چقدر عزیزی برام و چقدر میخواستم ته این داستان ختم به خیر بشه. از ته دلم میخوام امیدی که امروز لحظه آخر تو صدات شنیدم، ناامید نشه. + حرف بزنین قبل از اینکه دیر بشه و تلاش...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 26 مهر 1400 01:30
خدا گزینه بلاکو از ما نگیره. در مقابل یه عده واقعا نجات دهندست. مراقب حریم شخصیتون باشین.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 25 مهر 1400 14:40
friends تموم شد. دلم براشون تنگ میشه. تو خیلی از روزای سخت چند ماه اخیرم برای 20 دقیقه این 6 تا رفیقو نگاه میکردم و دنیام یکم رنگ میگرفت. حتی وقتی خوشحال بودم هم دوست داشتم این 6 نفرو ببینم. واقعا رو حال روحیم هر چند کوتاه تاثیر میذاشت و الان واقعا دلم گرفته. چطوری یه مدت طولانی حاضر نبودم این سریالو ببینم؟
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 25 مهر 1400 13:30
دیروز که رفتم واسه مهمونی لباس از تو چمدون بردارم چشمم افتاد به دسته گلی که واسم فرستاده بود. برداشتمش و سر راه انداختمش دور. هیچ حسی نداشتم. نه خوشحال، نه ناراحت. خنثی ام کاملا. حرف هایی که بالاخره گفت اینقد ناامیدکننده و زننده بود برام که هر حسی که وجود داشتو از بین برد (چه علاقه چه نفرت). تابستون که به کات کردن و...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 مهر 1400 00:09
دارم دنبال گوشی میگردم. فعلا از 4تا مدل خوشم اومده ولی یکیشونو بیشتر از بقیه دوست دارم. حالا بازم با هم مقایسه کنم ببینم چی میشه. چقدر مسخرست که این مدلای اخیر هندزفری نمیخوره. یه خرج ایرپاد هم میندازه رو دست آدم.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 23 مهر 1400 10:51
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 23 مهر 1400 03:42
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 مهر 1400 14:57
نمیدونم چرا بابا جدیدا خیلی دلش پیش منه. تو این هفته ۲بار با فاصله کم باهام تماس گرفت و هر بار گفت فقط میخواستم صداتو بشنوم. جمعه قبلی با مامان پیشم بودن. دوباره واسه فردا پیشنهاد داده بریم پیش رها. عجیبه برام. اینطوری نبود هیچوقت. نمیدونم چه اتفاقی افتاده و یکم نگرانم!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 مهر 1400 14:01
من حین و بعد از لیزر: حین: خدایا گوه خوردم. دیگه این غلطو تکرار نمیکنم بعد: اوف چه دافی شدم خدا پدر مادر مخترع لیزرو بیامرزه
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 مهر 1400 02:01
عمیقا دلم میخواد حس الانمو بنویسم ولی اصلا تو یه کلمه نمیگنجه. نفرت انزجار عصبانیت حس نرم کردن صورت یه نفر حس سکسی که من غالب باشم و هندلش کنم و اونجوری که خودم دلم میخواد از طرفم استفاده کنم یکم هم چاشنی یه رقص تند رو قاطیش کنین عجب ترشی هفت بیجاری شد + همینطوری به خوندن اون وبلاگ ادامه بدم امشب یکیو میکشم.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 مهر 1400 01:08
بوی خوش موهای تمیز یکم خیس :))
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 مهر 1400 14:57
با آدمایی که خیلی منطقی رفتار میکنن وارد هیچ نوع ارتباطی نشین. اینا خیلی راحت بهتون لگد میزنن و اصلا هم اذیت نمیشن.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 مهر 1400 07:38
به این نتیجه رسیدم هر چقدر صبحا زودتر بیدار شم تو ادامه روز خوش اخلاق ترم.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 مهر 1400 00:59
تا همین الان نمیدونستم برآمدگی کنار زیر بغل هم برای یه عده مسئله محسوب میشه!!! بابا توروخدا بکشین بیرون :|
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 مهر 1400 00:14
تو بعضی از گروه های تلگرام یه عده یه جوری رسمی حرف میزنن آدم خندش میگیره. چرا اینقد سخت آخه؟
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 20 مهر 1400 13:27
وای خدایا من سکس میخوام. اه -_-
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 مهر 1400 23:36
به دوستانی که اصرار دارن شما رو سوار وسایل خطرناک کنن با قاطعیت نه بگین. یه جاهایی دیگه حس میکردم الانه که پرت بشم و زندگیم تموم شه. اینقد جیغ زدم که گلوم خراشیده شد -_-
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 مهر 1400 19:18
یه میل عجیبی تو من هست که وقتی تنهام میخوام تو جمع باشم و وقتی تو جمعم بعد یه مدت میخوام تنها باشم. درنتیجه نه تنهایی اونقدر بهم میچسبه نه جمع. قبلا اینطور بود که صرفا جمعو نمیتونستم تحمل کنم. الان دیگه کلا هیچیو نمیتونم تحمل کنم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 مهر 1400 09:58
بعضی راننده های اسنپ تو انتخاب آهنگ بسیار خوش سلیقه ن و یهو اول صبح جمله هایی رو میشنوی که دقیقا واسه حال و روز تو نوشته شده انگار. در حدی که تعجب میکنی! مرسی که اینقد خوش سلیقه این + میریم که تا یه مدت رو یه آهنگ قفلی بزنیم.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 مهر 1400 00:28
آدمیزاد خیلی موجود پیچیده ایه. خیلی خیلی خیلی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 17 مهر 1400 01:12
خب دوستم اومد پیشم نشستیم صحبت کردیم بالاخره یکم درد دل کردم خالی شدم. حالم خوب شد یکم :))
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 16 مهر 1400 22:47
یعنی هزینه ها از بس زود به زود بالا میره که هر چی بابا و مامانم پول به حسابم اضافه میکنن بازم کم میاد :/ امروز اومده بودن پیشم. بابا خودش گفت دوباره میخوان آبان پول بذارن تو حسابم که از آذر سودش بیاد. من که دیگه واقعا روم نمیشه بهشون بگم پول ندارم. لازم به ذکر است که همین مهر یه نوبت دیگه پول گذاشتن که از آبان میاد....
-
جریان زندگی زیر پوستمه :)
جمعه 16 مهر 1400 22:27
امروز بعد مدتها استاد فرانسویمو حضوری دیدم. کلاسامو باهاش خصوصی و حضوری کردم دیگه و امروز اولین جلسه بود. رفتم خونش. با اینکه روم نشد به جایی نگاه کنم ولی همون حسی رو داشت که تو تصورم بود. یه خونه نقلی و گرم. بوی عود میومد و گل های قشنگش کنار صندلیم بودن. عاشق اینجور خونه هام. خیلی دلچسب تر از خونه های ویلایی و بزرگن....
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 16 مهر 1400 12:44
دوستای من از تو حموم و دستشویی هم ویس میفرستن. حقیقتا خودم تا حالا باهاشون این کارو نکردم. خدایا شکرت
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 15 مهر 1400 20:49
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 15 مهر 1400 13:33
من از اینکه تسلی دهنده و آروم کننده بقیه باشم خسته شدم. چرا یکی نمیاد منو آروم کنه؟ حتما باید رک بگم چه حالی دارم تا یکی یکم پای حرفای دل من بشینه؟ چرا خودشون نمیفهمن اوضاعم چطوریه؟ دوست دارم بگم به هیچ جای هیچکس نیستم ولی میدونم بی انصافیه و هنوز کسایی هستن که حالم براشون مهمه. کاش اینجا رو میخوندن خودشون میومدن...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 15 مهر 1400 02:55
تراس این خونه چنان ویوی قشنگی داره که من اگه بودم فقط تو همین تیکه زندگی میکردم.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 15 مهر 1400 02:32
آدم پا شه بره خونه دوست پسر دوستش بشینه فرانسوی بخونه و دوستش واسش پاستا درست کنه و دوست پسرشم یه فیلم باحال پیدا کنه دور هم ببینیم و بعدشم لالا. خوبه دیگه، نیست؟ + قسمت بدش الانه که این ۲تا همدیگه رو بغل کردن و من تنهام
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 14 مهر 1400 16:23
یعنی از همه طرف ویسایی به سمت من حواله شده که نمیخوام گوش بدم و جواب بدم و تا جایی که بشه دارم به تاخیر میندازم.