تو فکر گوشی جدیدم. قیمتا همه فضایی :)
ایشالله به عنوان هدیه تولد از پدر مادرم میگیرم
حالا فکر نکنین خونوادم هر سال از این کادوها به من میدنا. از این خبرا نیست
نمیخواستم بخرم چون فکر میکردم شاید تا یکی دو سال دیگه ایران نباشم و یه دفعه گوشی جدیدو از کشور مقصد میخرم. ولی خب برنامم تغییر کرده و فکر نمیکنم در عرض یکی دو سال رفتنی بشم. گوشیمم اذیت میکنه و دروغ چرا؟ دلم تنوع میخواد. خسته شدم. زندگیم خیلی یکنواخته. گوشی جدید هم یه سرگرمیه دیگه.
مردم کشورای دیگه همه واکسینه شدن و دارن راحت تو خیابونا میچرخن و سفر میرن، اونوقت مسئول های بی مسئولیت احمق ما حتی نتونستن یه دز دوم اسپوتنیک واسه ۴تا دانشجو فراهم کنن و عین موش آزمایشگاهی دارن با ما برخورد میکنن و میگن برین به جاش آسترازنکا بزنین!! به همین راحتی جون و سلامتیمونو بذاریم کف دستمون و بریم واکسنی رو بزنیم که اصلا واسه جوونا ممنوع شده بخصوص زنای جوون. خب شما که عرضه نداشتین دز دوم تهیه کنین چرا دز اول اسپوتنیک به ما بدبختا زدین که اینطوری بشه؟؟
آه خدایا هر بار یادم میاد باید برم آسترازنکا بزنم از عصبانیت میخوام منفجر شم.
دارم فکر میکنم آدما چطور میتونن از یه ازدواج چند ساله بیرون بیان و جدا بشن و دوباره چند سال بعدش ازدواج کنن؟! واقعا چطور میتونن؟
من حس میکنم دیگه نمیتونم به هیچکس اعتماد کنم. شاید چون تازه ضربه خوردم اینطوریم ولی میدونم که دیگه به این راحتیا به کسی اعتماد نمیکنم. و بازم برام عجیبه که چطور میشه از بهم خوردن یه رابطه چند ساله جون سالم به در برد و دوباره وارد یه رابطه جدید شد!