friends تموم شد. دلم براشون تنگ میشه. تو خیلی از روزای سخت چند ماه اخیرم برای 20 دقیقه این 6 تا رفیقو نگاه میکردم و دنیام یکم رنگ میگرفت. حتی وقتی خوشحال بودم هم دوست داشتم این 6 نفرو ببینم. واقعا رو حال روحیم هر چند کوتاه تاثیر میذاشت و الان واقعا دلم گرفته. چطوری یه مدت طولانی حاضر نبودم این سریالو ببینم؟
دیروز که رفتم واسه مهمونی لباس از تو چمدون بردارم چشمم افتاد به دسته گلی که واسم فرستاده بود. برداشتمش و سر راه انداختمش دور. هیچ حسی نداشتم. نه خوشحال، نه ناراحت. خنثی ام کاملا. حرف هایی که بالاخره گفت اینقد ناامیدکننده و زننده بود برام که هر حسی که وجود داشتو از بین برد (چه علاقه چه نفرت). تابستون که به کات کردن و نبودنش فکر میکردم، لحظه ای فکر نمیکردم اینقد خوب و اینقد زود با همه چی کنار بیام. زندگی همیشه غافلگیرکنندست و یه وقتایی این غافلگیری به نفع آدم تموم میشه.