گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

انگار امیدی هست..

همین الان بهم گفت: تو ناجی زندگی من شدی :)

استادمون حتی با اینکه از دانشگاه رفته، داره از راه دور بچه ها رو میگاد. نمونه بارز استاد ایرانی :)

من آخرش دندونامو میشکنم.

مامان از دیروز که اومدن تا جمعه پیشم میمونه. از همین الان از شدت حرص خوردن سردرد دارم. دلم میخواد سرمو بکوبم تو دیوار. تا جمعه خدا به داد برسه. اصلا راضی نبودم بمونه چون دقیقا میدونستم قراره روانیم کنه. ولی مجبور بودم قبول کنم دیگه.

یکی از چیزایی که تو مسیر زندگیم از دبیرستان تا الان یاد گرفتم و این چند روز باز مطمئن تر شدم اینه که خودخواهی چیز خوبیه. البته به اندازه. اگه به حد کافی (نه کمتر نه بیشتر) خودخواه باشین حال بهتری تو زندگی دارین، آسیب کمتری میبینین و بهتر از اتفاقات گذر میکنین. به اندازه کافی خودخواه باشین :)