گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

یعنی هر جلسه به طور میانگین ۳تا اِکخیت (رایتینگ)؛ این انصافه؟ مغزم گوزید بابا.

منتخب امروز

- اینستا رو که باز میکنم پاهام ناخودآگاه شروع میکنه به حرکتای عصبی. 

- بچه ۱۲_۱۳ ساله تو جلسه مشاوره روبروی پدر و مادرش نشسته و ازشون میپرسه چرا منو به دنیا آوردین؟

- قسمت قابل توجهی از کره زمین شدیدا در مقابل بهتر شدن مقاومت میکنه.

- یکی از ما از ایران به امید آزادی و زندگی آروم تر مهاجرت میکنه و حالا باید از کشور دوم بخاطر جنگ فرار کنه و پناهنده بشه.

تا الان میگفتم تو این مملکت چه خبره؟

الان علاوه بر اون، باید بگم خارج از این مملکت چه خبره؟

دلم گرفته.

دقت کردم دیدم چقدر بدون اینترنت زندگی ساکت میشه. و احتمالا من کتاب خون تر میشم. چون چیزی جز کتاب باقی نمیمونه. حتی شاید دیگه کتاب صوتی هم نداشته باشیم.

ممکنه اینجا رو هم از دست بدم؟ نمیدونم دقیقا چه گستره ای رو در بر میگیره این قضیه.

روزی که خودم و پدر و مادر و خواهرم از این خراب شده رفته باشیم، روز خوشبختی منه. اون روز دیگه هیچی نمیخوام. فراموش میکنم ایرانی هم وجود داشته.