گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

دلتنگی

چقدر سخته یهویی رفتن آدمایی که روزی میخوندیشون. روزایی که واست خاطره شدن.

چقدر یهو احساس خلا میکنی.

اینجا هر روز داره خالی تر میشه.. هر روز تنهاتر.. هر روز دلگیرتر


این آدما کجا میرن؟ چه چیزایی براشون پیش میاد؟ این سوالا همیشه بی جواب میمونن و وقتی یادشون میفتی واقعا آزاردهندست.

ماجراهای دانشگاه

تا حالا با چنین سرعت عملی شهرای مختلف نرفتم!

دیروز شهر دانشگاهی بودم. دیشب رسیدم خونه. امروز صبح رفتم یه شهر دیگه. الان خونه ام. امشب میرسم تهران. نصفه شب هم قشم!!!


دعا کنید هواپیما سقوط نکنه بمیرم :/


+ امان از دست دانشگاه آزاد. با این نتایج جدیدی که اعلام کرد از دیشب تا حالا انگار زندگیم کن فیکون شده!! آخه چرا اینقدر بی برنامه هستن؟ شب ذخیره ها رو اعلام کردن میگن صبح بیاین اعلام کنین میخواین یا نه!


+ ماجراهای دانشگاه رفتن من انگار تمومی نداره

کاش همه اونطوری که هستیم ما رو بپذیرن حداقل عزیزانمون. اونایی که برامون مهمن و خوشحالیم از خوشحالیشون.


مرسی که بهم ضربه میزنین. ضربه هایی که اصلاانتظارشونو ندارم حداقل از شما. باعث میشین برای تصمیمات آیندم مصمم تر بشم و مطمئن بشم که تصمیمم اشتباه نیست و هر طوری هست به هررر چنگ و دندونی از پسش برمیام.

امروز رفتم دانشگاه ثبت نام کردم.

دانشگاه قشنگیه. از دانشگاه قبلی جدید تر و سرسبز تره. از فضاش خیلی خوشم اومد. رفتار کارمنداشم بهتر بود.

فقط خوابگاهو نتونستم ببینم، دارن تعمیرات انجام میدن.

با یکی دوتا استادم حرف زدیم!


خلاصه که فضا خوب بود و راضی بودم‌. امیدوارم خوابگاه هم خوب باشه. از شنبه هم کلاسا شروع میشه!!

نتیجه دانشگاه آزادمم شده علوم تغذیه!

کلا امسال شانسم رو علوم تغذیه بوده

فقط این یکی تهرانه.