آمار بازدید وبلاگ دیگه واقعا ترسناک شده و آدم احساس ناامنی میکنه. چی شده؟ چه خبره؟
5 ساله این وبلاگو دارم و قبلشم چند سالی یکی دیگه داشتم. اولین باره چنین آماری میبینم! واسه وبلاگ من این تعداد خیلی عجیبه.
دوستایی که وبلاگ دارین اگه واسه شما هم این اتفاق افتاده ممنون میشم بگین، حداقل حس کنم تنها نیستم و مشکل از خود بلاگ اسکایه!
+ در عرض نوشتن همین پست 100 تا اضافه شد. وات د فاک؟!
دلم میخواد موهامو کوتاه کوتاه کنم و بعد واسه اولین بار تو زندگیم ریسک کنم و یه رنگ خاصی بکنمشون. به درک که موهام نابود میشه و ممکنه خوشمم نیاد. این همه چیز تو زندگیم هست که ازشون خوشم نمیاد. حالا یه ذره مو هم روش. دوباره بلند میشه و رنگشم میره دیگه. چی میشه مگه؟
دلم تغییر میخواد. حتی در همین حد ساده و کوچیک و بی ارزش.
چقدر بعضی چهره ها بعضی آدما دلنشینن. دوست داری همش نگاهشون کنی. همین آدمای عادی دور و برمون هستنا. آدمای خاص با زندگی های خاص نیستن. همین اطرافن و یهو که چشمت بهشون میفته یه حس خوبی پیدا میکنی.
+ کاش منم اینقدر دلنشین بودم :/
وقتی میبینم بعضی از همکلاسی هام و دوستام دارن برای امتحان ارشد آماده میشن، استرس میگیرم. با اینکه میدونم فعلا مسیر من این نیست و امیدوارم که مجبور نشم این مسیرو انتخاب کنم. بازم مغزم حالیش نمیشه که از اونا عقب نیفتاده و تو راه متفاوتی داره جلو میره و نباید خودشو با اونا مقایسه کنه. مغز نفهمی دارم :/