پاییز، فصل خرمالو :)
خیییلی وقت بود از چتر استفاده نکرده بودم. عجب صبحی شد
چنان باد و بارونیه که حقیقتا آدم دلش میخواد تو خیابون باشه، نه تو تخت.
یک ساعته یه استرس وحشتناکی افتاده تو جونم. یهو شروع شد و الانم نشستم رو صندلی اصلا نمیدونم چی کار کنم. باید ۶ بیدار شم. با این استرس هم خوابم نمیبره. دیگه موقع انجام کاری هم نیست دیر وقته.