یعنی این سگایی که من تو اینستا میبینم، باور کنین دلم میخواد جای اینا باشم. اونطوری خوشبخت ترم قطعا D:
چند وقت پیش بابا به شوخی بهم گفت: من نمیدونم از دست تو چی کار کنم (منظورش بلند پروازی هام بود). من در جوابش جدی گفتم: خودمم یه وقتایی نمیدونم از دست خودم چی کار کنم.
واقعا چرا من نمیتونم بشینم سر جام؟ یکم زندگی آروم داشته باشم. حتما باید یه کار و استرسی واسه خودم درست کنم. بعد آدم مضطربی هم هستم. تازه الان خیلی شل تر میگیرم. ولی در کل بتمرگ دیگه. اه
چطور یه آدم میتونه تو تکست و تماس اینقد خوب باشه ولی تو دیت به دل نشینه؟ فکر کنم دیت اولمون خیلی یهویی و بی برنامه بود.
حقیقتا امروز از صبحش تا همین چند ساعت پیش که اومدم پیش دوستم، روز پر استرس و پر فشاری بود. پام رسید به خونه دوستم اینقد سیگار کشیدم تا مغزم از حالت قفل و پنیک شده دراومد. الانم دلم قرص خواب آور میخواد و یه خواب طولانی بی دغدغه. ولی نه قرصشو دارم و نه وقت یه خواب طولانی :(((
برای اولین بار با رضایت خاطر برای خواب موندم پیش دوستم
توان خونه رفتن نداشتم واقعا.