کاش میشد هر کدوم از احساسات رو راحت روشن و خاموش کرد. اگه این توانایی رو داشتم الان دکمه آف احساس علاقه و دلبستگی رو میزدم و با خیااال راحت یکی رو واسه خودم پیدا میکردم و میرفتم تو رابطه. خوش میگذروندم تا فرصت بود و هر وقت زمانم تموم شد راحت کات میکردم و خلاص. این تایم از زندگیم بدون رل داره هدر میره واقعا ولی بخاطر حس مزخرف دلبستگی و گاییدگی های بعدش جرات نمیکنم با کسی باشم. خوش به حال اونایی که میتونن صرفا واسه کیف و حال با یکی باشن و علاقه مندم نشن.
الان فقط به یه ترکیب فکر میکنم: نسکافه و سیگار با صدای علی بندری و بعدشم خواب.
به بدبختیای مریضای فردا هم وقتی بیدار شدم فکر میکنم. الان فقط همون ترکیب.
یه بیمار آمریکایی که خیلی ناگهانی وضعیت سلامتیش بهم میریزه
یه جراح ایرانی که وقتی عکسشو دیدم باورم نمیشد چنین توانایی ای داشته باشه
یه جراحی ظرییییف و فوق العاده 17 ساعته!!!
تمام مدتی که پادکستو گوش میدادم و عکسا و ویدیو ها رو میدیدم، جریان آدرنالینو تو خونم حس میکردم. هنوزم ضربان قلبم بالاست.
واقعا فکر نمیکردم چنین ماجرایی رو جایی جز توی فیلما بشه دید. چه آدمایی رو همین کره زمین وجود دارن و چه داستان هایی اتفاق میفته.
+ اگه خواستین عکسا و فیلما رو ببینین، یه هشداری همینجا بدم که ممکنه بعضیاشون براتون آزاردهنده باشن (بافت مرده دست و قطع شدگی عضو و اینجور چیزاست). ولی خود پادکست اوکیه.