گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گربه میخوام.

اینقد خاطره بد از برخوردای سرد بعضی از استادا دارم که وقتی استاد جدیدم بهم میگه سلام عزیزم (استادم زنه) یا در خدمتم، کلی رقیق میشم

شوهرای دوستام واقعا کسل کننده به نظر میان. هر وقت یه عکسی ازشون میبینم با خودم فکر میکنم یعنی اگه یه روزی منم ازدواج کنم، شوهرم اینقد کسل کننده به نظر میاد؟!

کاش یکی بیاد آرایش منو پاک کنه. خوابم میااااد.

فکر کنم اولین باره تا این حد الکل تو رگامه.