گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

تا حالا شده اعضای بدنتون احساس دلتنگی کنن؟

من الان پوستم دلتنگه.

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

کاش رهای پارسال بودم. از رهای الان متنفرم.

ناشناخته درون کوفتی

اون حسی که تو پست قبلی ازش حرف زده بودم، اون پرید.

حالا دوباره کی برگرده معلوم نیست. الان دوباره حس مرگ دارم.

از ناشناخته های درون

حالم بهتره. نمیدونم بخاطر اردیبهشته یا چی؟ احساس میکنم یه حسی از درون خودمه که یهو میره گم میشه و من احساس مرگ میکنم، بعد یهو برمیگرده و من انرژی میگیرم. بهش چی میگن؟ امید؟ انگیزه؟ اراده؟ هر چی که هست چیز خوبیه. کاش همیشه باشه. چطوری نگهش دارم؟!