گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

وقتی به این فکر میکنم که با این زبان نصفه نیمه وسط فرانسویایی که با سرعت هر چه تمام تر فرانسوی حرف میزنن و میفهمن، باید بیفتم دنبال کار، تن و بدنم میلرزه. یه جوری اضطراب پیدا میکنم که مغزم قفل میشه. با این سطح از اجتماعی نبودنم احتمالا اصلا کار گیرم نیاد. فعلا که هنوز جرات نکردم برم دنبالش.