گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

من دیروز تو ویدیوکال شوخی شوخی یکم درددل کردم با مامان بابام. تازه کاملا با خنده و اینا بود. حالمم خیلی خوب نشون دادم. امروز بابام پیام داده داره نصیحتم میکنه. یکی از دلایل اینکه من همیشه به خونوادم میگم حالم خوبه دقیقا همینه. آخرش ختم به نصیحت های بابا میشه. با اینکه با محبت نصیحت میکنه ولی اصلا چیز خوشایندی نیست و دردی هم از من دوا نمیکنه. اتفاقا معمولا باعث میشه من استرس بگیرم و تهش تو تنهایی بشینم گریه کنم.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد