گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

دوستان وقتی خونه فامیل میرین حموم، بعدش حتما لباس زیرتونو از تو حموم بردارین.

من همیشه لباس زیرامو خودم تو حموم میشورم. حالا دیروز که رسیدم خونه دخترعمم، رفتم دوش گرفتم و یه جفت لباس زیرمو شستم. من و دخترعمم خیلی صمیمی هستیم. از اونجایی که مردی هم تو خونه نبود من با خیال راحت لباسا رو گذاشتم رو شوفاژ حموم که خشک بشن و امروزم یادم نبود برشون دارم. حالا دخترعمم غروب کار داشت رفت بیرون و منم رفتم خونه عمم. از شانس من، آب خونه عمم اینا قطع بود و پسر عمم هم میخواست بره حموم. گفت پس میرم خونه ز (دخترعمم) دوش میگیرم. تا اینو گفت یادم افتاد لباس زیر من اونجاست. حالا نه میتونستم به این پسر بگم نرو، نه میتونستم خودمم به یه بهانه ای باهاش بیام که لباسا رو بردارم. دیگه بنده خدا رفت و تموم مدت حموم لباس زیرای قرمز من جلوی تخم چشم این پسر بود. وقتی برگشت حس کردم اولش سختشه باهام چشم تو چشم شه من اصلا به روی خودم نیاوردم که حداقل فکر کنه مال خواهرشه. واسه دخترعمم که تعریف کردم گفت با اختلاف سایزی که من و تو داریم، مطمئنا تشخیص داده مال توئه فقط خداروشکر از من کوچیکتره و واسه من بچه به حساب میاد

نتیجه اخلاقی اینکه همیشه احتمال بدین که پای مردی به خانه باز خواهد شد!

نظرات 3 + ارسال نظر
احسان شنبه 13 فروردین 1401 ساعت 14:57

بنده خدا مرد ایرانی

من حرفی از ایرانی و خارجی بودنش نزدم

احسان پنج‌شنبه 11 فروردین 1401 ساعت 19:06

کلید اسرار
این قسمت: شورت قرمز

نه، این قسمت: همیشه پای یک مرد در میان است.

Meys@m پنج‌شنبه 11 فروردین 1401 ساعت 16:10 http://www.meysamkh.blogsky.com

(((((((":

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد