گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

بابا با یه پیام خوب روز جهانی زنو بهم تبریک گفت. خوشحالم که آگاهی ها داره بالا میره و پدر 50 و خورده ای ساله من، منو که هنوز ازدواج نکردم یه زن میبینه، نه یه دختربچه. قشنگه که همه ابعاد منو میبینه، نه فقط بعد جنسی رو (مسئله مسخره بکارت).

البته از اول اینجوری نبود. حقیقتا خودمم تلاش کردم مفاهیم تو ذهنشون اصلاح بشه. یادمه یه سال زنگ زدن روز دختر (تو تقویم ایرانی) رو بهم تبریک بگن، هم بابا هم مامان. اصلا خوشم نیومد و براشون توضیح دادم و گفتم دیگه این روزو بهم تبریک نگین، هدیه و اینجور چیزا هم بخاطر این روز قبول نمیکنم. دیگه بعد اون بهم تبریک نمیگفتن و الان دارم میبینم بابام حتی روز زن جهانی رو بهم تبریک میگه. البته از حق نگذریم واقعا بابا، پدر همراهیه و سعی میکنه خودشو به روز کنه و با جریان درست پیش بره. خیلی خوش شانسم که چنین خونواده ای دارم و چند سال اخیر بیشتر از قبل قدرشونو میدونم.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد