گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

گاه نوشت های یک «گم شده»

Bienvenue dans ma réalité

یعنی از همه طرف ویسایی به سمت من حواله شده که نمیخوام گوش بدم و جواب بدم و تا جایی که بشه دارم به تاخیر میندازم.

کاش

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

خداروشکر دوتا دوست و رفیق دارم تو این شهر وگرنه حتما دق مرگ میشدم. نجاتم دادن خدایی. امسال که تموم بشه بدجوری دلم واسشون تنگ میشه :((

چقدر تحمل روزای تعطیل سخته. دارم خفه میشم. اه

دلم بغل میخواد. یکی باشه که فقط بغلم کنه. حوصله هیچ چیز دیگه ای رو ندارم. رابطه نمیخوام. یکی رو میخوام که بغلم کنه و گه گاهی هم بریم با هم یه تابی تو شهر بخوریم. در همین حد.. ولی چنین شخصی طبیعتا پیدا نمیشه.